Zum Inhalt springen
PodcastsBelletristikDiwan Podcast | پادکست فارسی دیوان

Diwan Podcast | پادکست فارسی دیوان

Hamid Hashemi
Diwan Podcast | پادکست فارسی دیوان
Neueste Episode

41 Episoden

  • Diwan Podcast | پادکست فارسی دیوان

    S5E5 : پروژه آپولو ۱.

    16.07.2026 | 20 Min.
    🎙️ قسمت پنجم فصل پنجم پادکست دیوان
    در قسمت قبل براتون تعریف کردم که سپاه ایران شده بود یه سپاه تمام‌عیار! 💪🏼 شاه هم که برگشته بود سر جاش، از نظر سیاسی اوضاع خیلی محکم شده بود. این بار زال می‌خواست کاری کنه که ایران انقدر قوی بشه که افراسیاب حتی به فکر جنگ هم نیفته! یعنی جنگ بدون درگیری! یه مدل استراتژی‌ای که اگر مشاورهاش امروز زنده بودن، باید نوبل صلح می‌گرفتن! اما هرچی کشور از شرق و غرب جمع کردن، باز هم کم بود تا اینکه یکی از مشاورها یه ایده زد وسط که «آقا چرا تو آسیا دنبال متحد می‌گردیم؟ بریم سراغ اروپا! روم!» کیکاووس به قیصر روم نامه نوشت و گفت: «بیا با ما متحد شو علیه افراسیاب! چون اگه امروز ایران رو بگیره، فردا نوبت توئه!» قیصر روم هم گفت: «باشه! ما هم هستیم!» و این‌طوری اتحاد ایران و روم شکل گرفت! اما از اون طرف، افراسیاب دوباره کله‌ش باد برداشت! گفت: «ایران مالِ منه، چون نیای من تور پسر فریدونه!» و خلاصه، باز بساط جنگ پهن شد! درگیری‌ها شروع شد، بربرها از سمت سوریه تاختن، ایرانی‌ها قهرمانانه جنگیدن و افراسیاب دوباره شکست خورد. 😎 کیکاووس برگشت ایران، جشن گرفت، رستم رو کرد «جهان‌پهلوان» و اون وسط، یه پسر کوچولوی باهوش و بامزه به اسم سیاوش اومد جلو، که معلوم شد پسر خودِ کیکاووسه از یک زن تورانی... و دلِ رستم رفت براش و یه حس پدرانه ای بهش پیدا کرد و با خودش بردش به زابل! ❤️ از طرفی هم کیکاووس با ساخت و ساز های جدیدش در البرز کوه موی دماغ دیو ها شده بود و دیو ها دست به دامن ابلیس شدند و قرار شد ابلیش یه فکری برای کاووس بد بخت بکنه و الان ادامه داستان... 🎧 پادکست دیوان رو هر دو هفته یک‌بار بشنو!
    در «دیوان»، داستان‌های شاهنامه رو از اول تا آخر با زبان ساده، امروزی و طنزآمیز می‌شنوی؛ درست مثل یه قصه‌ی جذاب که برات تعریف می‌کنم.
    📌 دیوان رو بشنو روی پلتفرم دلخواهت:Castbox: https://castbox.fm/channel/id6303699Apple Podcasts: https://podcasts.apple.com/de/podcast/id1771702282Spotify: https://spotify.link/diwan
    📺 ویدیوی همین قسمت رو در یوتیوب ببین:
    کانال یوتیوب «دیوان» رو دنبال کن تا خلاصه‌های تصویری و نقاشی‌های ۵۰۰ ساله شاهنامه طهماسبی رو از دست ندی.🔗
    https://www.youtube.com/@Diwan-podcast
    📱 اینستاگرام دیوان:
    @diwan.podcast
    💬 تو هم مثل ما عاشق شاهنامه‌ای؟
    نظرت درباره این قسمت رو برام بنویس یا توی اینستاگرام دیوان پیام بده!
  • Diwan Podcast | پادکست فارسی دیوان

    S5E4 : کیکاووس بی حوصله.

    02.07.2026 | 24 Min.
    🎙️ قسمت چهارم فصل پنجم پادکست دیوان
    در قسمت قبلی گفتم براتون که کاووس و همه‌ی بزرگان ایران به‌دست آدم‌رباهای بربری اسیر شدند و به دژی عجیب روی کوهی در وسط دریا منتقل شدند. شاه هاماوران بعد از کم کردن شر کی کاووس، مزد آدم‌رباها رو داد و وارد فاز بعدی نقشه‌اش شد: برگردوندن سودابه. یه عده رو فرستاد با لباس مبدل سراغ سودابه، اما سودابه که فهمید کاووس اسیره، به‌شدت مقاومت کرد و فحش رو کشید بهشون. در نهایت یه چی زدن توی سرش و با زور و بیهوش‌کردن، سودابه رو هم بردند پیش باباش. سودابه که پیش باباش به هوش اومد ادامه فوحش ها رو به باباش داد و شاه هاماوران هم وقتی دید دخترش طرف شوهرش رو گرفته، از خشم دستور داد سودابه رو هم کنار کاووس زندانی کنند و به این شکل هر دو در دژ سنگی حبس شدند. خبر اسارت شاه ایران که پخش شد، ایران به‌هم ریخت؛ نه شاهی بود، نه فرمانده‌ای، نه نظمی. دشمنان قدیمی هم بیدار شدند. از شمال، افراسیاب تورانی لشکر کشید و از غرب هم تازی‌ها و بربرها حمله کردند. افراسیاب اول با تازی‌ها درگیر شد و بعد از سه ماه جنگ سنگین، شکست‌شون داد و بخش بزرگی از ایران رو گرفت؛ فقط زابلستان، محل زال و رستم، دست‌نخورده موند. مردم آواره و جنگ‌زده به زابلستان پناه آوردند و زال جلسه‌ی اضطراری گذاشت. بعد از جمع‌آوری اطلاعات، مشخص شد کاووس و سودابه در هاماوران زندانی‌اند. رستم هم با لشکر عظیم از راه دریا به هاماوران حمله کرد. شاه هاماوران که قدرت رستم رو دید، از ترس کمک خواست و لشکرهای مصر و بربر هم وارد جنگ شدند برای کمک به هاماوران. جنگی عظیم درگرفت. رستم با حمله‌ی مستقیم شاه مصر رو اسیر کرد و بعد شاه بربرستان هم به دام افتاد. با دیدن این وضعیت، شاه هاماوران خودش تسلیم شد. ایرانی ها برای اتمام جنگ یه شرط‌های سختی گذاشتند: آزادی همه‌ی اسرا، پرداخت غرامت، خراج، و پیوستن سپاه هاماوران، مصر و بربر به ایران در جنگ با افراسیاب. شاه هاماوران هم از ترس جونش همه را پذیرفت. کاووس و سودابه آزاد شدند و سپاه ایران چند برابر شد. رستم برای دومین بار جان شاه دردسرساز ایران رو نجات داد و حالا ایران آماده‌ی رویارویی نهایی با افراسیاب شده. و الان ادامه داستان...
    🎧 پادکست دیوان رو هر دو هفته یک‌بار بشنو!
    در «دیوان»، داستان‌های شاهنامه رو از اول تا آخر با زبان ساده، امروزی و طنزآمیز می‌شنوی؛ درست مثل یه قصه‌ی جذاب که برات تعریف می‌کنم.
    📌 دیوان رو بشنو روی پلتفرم دلخواهت:Castbox: https://castbox.fm/channel/id6303699Apple Podcasts: https://podcasts.apple.com/de/podcast/id1771702282Spotify: https://spotify.link/diwan
    📺 ویدیوی همین قسمت رو در یوتیوب ببین:
    کانال یوتیوب «دیوان» رو دنبال کن تا خلاصه‌های تصویری و نقاشی‌های ۵۰۰ ساله شاهنامه طهماسبی رو از دست ندی.🔗
    https://www.youtube.com/@Diwan-podcast
    📱 اینستاگرام دیوان:
    @diwan.podcast
    💬 تو هم مثل ما عاشق شاهنامه‌ای؟
    نظرت درباره این قسمت رو برام بنویس یا توی اینستاگرام دیوان پیام بده!
  • Diwan Podcast | پادکست فارسی دیوان

    S5E3 : بحران پناهندگی.

    18.06.2026 | 26 Min.
    🎙️ قسمت سوم فصل پنجم پادکست دیوان
    در قسمت قبلی گفتم براتون که کاووس، با شنیدن اوصاف دختر شاه هاماوران پرو پرو گفت من باید با این دختر ازدواج کنم! فارق از این که چند وقت قبلش پادشاه هاماوران رو مجبور کرده بوش جلوش زانو بزنه و کلی قنیمت و مالیات ازشون گرفته بود و سپاهشون رو شکست داده بود، یکی رو فرستاد برای خواستگاری! کاووس با اعتمادبه‌نفس عجیبش یه نامه پر از تعریف و تهدید نوشت و فرستاد برای شاه هاماوران و اجرای مأموریت رو سپرد به یکی از نوادگان جَندال، خانواده‌ای که کارشون همین مذاکرات حساس بود. فرستاده، با دلشوره‌ی کامل، نامه رو برد و وقتی شاه هاماوران خوند، هم عصبانی شد هم طبیعتا ترسید؛ از یه طرف تحقیر شده بود، از یه طرف می‌دونست نه گفتن به کاووس می‌تونه نابودش کنه. برای همین نقشه کشید: تصمیم گرفت موضوع رو بندازه گردن دخترش، سودابه، به این امید که اون رد کنه. اما برخلاف انتظار، سودابه خیلی راحت گفت «قبوله» و همین کل برنامه‌ی پدرهاماوران رو به هم ریخت. در نهایت، با اکراه، شاه هاماوران مجبور شد ازدواج رو بپذیره و مراسم عقد طبق آیین خودشون، آن هم بدون حضور داماد، برگزار شد. بعدش کاووس برای نمایش قدرت و ثروتش، یه کاروان عظیم با کنیز، شتر، اسب و طلا فرستاد و سودابه با تشریفات کامل به ایران اومد. کاووس با دیدن سودابه عملاً عقلش تعطیل شد و همه‌چیز رو نشونه‌ی الهی و صلح جهانی دید، در حالی که زال و بزرگان به‌شدت به ماجرا مشکوک بودند. چند روز بعد، شاه هاماوران کاووس رو به بهانه‌ی یه مهمونی خانوادگی دعوت کرد. سودابه به‌شدت مخالفت بود و خودش رو جر داد که به این کاووس بفهمونه که این دعوت بوی توطئه می‌ده، اما کاووس مثل همیشه گوش نداد و راهی هاماوران شد. بله استقبال باشکوهی ازش شد، یک هفته تمام در امنیت و خوشی مهمونی بازی کرد. اما پشت این ظاهر دوستانه، شاه هاماوران مخفیانه نقشه‌ی انتقامش رو آماده کرده بود. در نهایت، درست وقتی همه مست و بی‌دفاع بودند، آدم‌رباهای بربری وارد شدند و کاووس و چند تا از مهم‌ترین پهلوانان ایران رو در چند دقیقه دزدیدند. و الان ادامه داستان...
    🎧 پادکست دیوان رو هر دو هفته یک‌بار بشنو!
    در «دیوان»، داستان‌های شاهنامه رو از اول تا آخر با زبان ساده، امروزی و طنزآمیز می‌شنوی؛ درست مثل یه قصه‌ی جذاب که برات تعریف می‌کنم.
    📌 دیوان رو بشنو روی پلتفرم دلخواهت:Castbox: https://castbox.fm/channel/id6303699Apple Podcasts: https://podcasts.apple.com/de/podcast/id1771702282Spotify: https://spotify.link/diwan
    📺 ویدیوی همین قسمت رو در یوتیوب ببین:
    کانال یوتیوب «دیوان» رو دنبال کن تا خلاصه‌های تصویری و نقاشی‌های ۵۰۰ ساله شاهنامه طهماسبی رو از دست ندی.🔗
    https://www.youtube.com/@Diwan-podcast
    📱 اینستاگرام دیوان:
    @diwan.podcast
    💬 تو هم مثل ما عاشق شاهنامه‌ای؟
    نظرت درباره این قسمت رو برام بنویس یا توی اینستاگرام دیوان پیام بده!
  • Diwan Podcast | پادکست فارسی دیوان

    S5E2 : داماد سرخوش.

    04.06.2026 | 25 Min.
    🎙️ قسمت دوم فصل پنجم پادکست دیوان
    در قسمت قبل براتون گفتم که بالاخره آقا کیکاووس یه کم آروم گرفته بود و تصمیم گرفت پادشاهی کنه مثل آدم! یعنی، گفت حالا بیایم یه کم به اوضاع مملکت سر و سامون بدیم. چون تا چند وقت اسمش نبود، ملتِ اطراف پررو شده بودن، مالیات نمی‌دادن، و رسماً تو گوششون باد افتاده بود که: «شاه ایرانو دیو سپید شکست داده!» 😏 پس کاووس گفت باید خودم برم یه گشتی بزنم که بفهمن هنوز زنده‌م و نشون بدم کت تن کیه! از شمال چین و توران شروع کرد، رفت مکران، بعد رسید لب دریای زره، همه‌جا ملت جلوش تعظیم می‌کردن، اما وقتی رسید بربرستان (حدود یمن امروزی). اونجا شاه بربر گفت: «ما باج نمی‌دیم!» کاووس گفت: «اگه ندی می‌زنما!» و خلاصه یه جنگ حسابی شد که گودرز و طوس و بقیه لشکر ایران رفتن و همه‌چی رو صاف کردن! شاه بربر هم تسلیم شد و گفت: «ما غلط کردیم، باج می‌دیم، فقط نزن!» کاووس هم که حالش خوش بود، بخشیدشون. از اونجا رفت زابلستان پیش زال و رستم و یه ماه تمام موند! شکار، تفریح، خوش‌گذرونی... تا بالاخره دوباره دردسر پیداش کرد 😅 یه شورشی از مصر و شام علم شده بود به اسم شاه هاماوران، که گفته بود: «من شاه تازی‌هام!» کاووس هم بدون فکر گفت: «بچه‌ها جمع کنین وسایلا رو، بریم بزنیمش!» زال با هزار زور نگهش داشت و گفت اول جلسه بذاریم ببینیم کیه، چیه، کجاست. بعد از کلی بحث، تصمیم گرفتن از راه دریا حمله کنن. کلی کشتی ساختن، لشکر رو سوار کردن و رفتن سمت هاماوران. جنگ سختی شد، اما ایران پیروز شد و شاه هاماوران تسلیم! کاووس هم تا دید اینا تصلیم شدند گفت: «باشه، ببخشیدمتون!» و برگشت ایران. ولی در جشن پیروزی، یک نامه مشکوک به دستش رسید که فرستنده اش معلوم نبود! یکی گفته بود توش: «قربان، یه خبری بدم نسوزین؟ شاه هاماوران یه دختری داره عین ماه!» و کاووس با خوندن مشخصات دختر خانوم از اون تصمیم های مخصوص خودش رو گرفت!» 😏 و الان ادامه داستان...
    🎧 پادکست دیوان رو هر دو هفته یک‌بار بشنو!
    در «دیوان»، داستان‌های شاهنامه رو از اول تا آخر با زبان ساده، امروزی و طنزآمیز می‌شنوی؛ درست مثل یه قصه‌ی جذاب که برات تعریف می‌کنم.
    📌 دیوان رو بشنو روی پلتفرم دلخواهت:Castbox: https://castbox.fm/channel/id6303699Apple Podcasts: https://podcasts.apple.com/de/podcast/id1771702282Spotify: https://spotify.link/diwan
    📺 ویدیوی همین قسمت رو در یوتیوب ببین:
    کانال یوتیوب «دیوان» رو دنبال کن تا خلاصه‌های تصویری و نقاشی‌های ۵۰۰ ساله شاهنامه طهماسبی رو از دست ندی.🔗
    https://www.youtube.com/@Diwan-podcast
    📱 اینستاگرام دیوان:
    @diwan.podcast
    💬 تو هم مثل ما عاشق شاهنامه‌ای؟
    نظرت درباره این قسمت رو برام بنویس یا توی اینستاگرام دیوان پیام بده!
  • Diwan Podcast | پادکست فارسی دیوان

    S5E1 : پول زور.

    21.05.2026 | 24 Min.
    🎙️ قسمت اول فصل پنجم پادکست دیوان
    آقا بعد از صد سال پادشاهی آرامِ کیقباد، بزرگوار تخت رو سپرد به پسر جاه‌طلبِ پررو و خوش‌گذرونش، کیکاووس. یازدهمین پادشاه شاهنامه! کاووس از همون اول به تنها چیزی که فکر نمی‌کرد حکومت کردن آدموار بود. همش دنبال برنامه کردن و پارتی گرفتن و اینا بود و اعتقاد داشت دنیا باید زیر پاش باشه. تا اینکه یک روز، وسط یکی از مهمونی‌هاش، یک رامشگر از جنس دیو از دیار مازندران پاش به دربارش باز شد. اومد و با یه ساز و آواز محلی در توصیف مازندران چنان از کوه و دشت و خوشی‌های مازندران تعریف کرد که کاووس گفت: «جمع کنین! همین فردا می‌ریم مازندران رو هم مال خودمون می‌کنیم!» همه گفتن «شاه! نرو، نکون! اونجا دیو داره، جادو داره، خطر داره!» اما گوشش بدهکار نبود. حتی زال هم از زابل اومد نصیحتش کنه و بگه بابا این کار رو (یعنی جنگ با دیو ها و گرفتن مازندران رو) حتی فریدون و جمشید هم جرأت نکردند بکنند، ولی کاووس گفت: «من از فریدون و جمشید هم بهترم!» و نتیجه؟ لشکر ایران رفت سمت مازندران، کمی سوزوند و تاخت، اما دیو سپید اومد به میدون و با جادو همه‌شون رو تار و مار کرد. کاووس و پهلوان‌ها کور و اسیر شدند و افتادند ته سیاه‌چال. از اون طرف، به کمک یه کودک سرباز، خبر رسید به زال و رستم، رستم گفت: «باشه، من می‌رم شاه رو نجات می‌دم!» و این شد شروع هفت‌خوان رستم؛ رستم افتاد توی یه دردسری که فقط بخاطر بلند پروازی بیمورد شاه ایران بود! آقا در این هفت خوان با شیر و اژدها جنگید، تشنه از بیابون داغ گذشت، نزدیک بود گول زن جادوگر رو بخوره، گوش یه پیرمرد و کند و با یکی از عرازل اون محل، اولاد دعوا گرفت و… تا بالاخره رسید به دیو سپید. رستم دیو سپید رو کُشت، از خون جگرش داروی بینایی ساخت و چشم‌های شاه و لشکریان رو درمان کرد و بعد هم با قدرت برگشتند و با لشگر ایران به جنگ شاه مازندران رفتند و سرجاش نشوندندش و کاووس دوباره پادشاه شد و شروع کرد به فراهم کردن تشریفات و پارتی های بزرگان تا یه نامه عجیب رسید بهش...
    🎧 پادکست دیوان رو هر دو هفته یک‌بار بشنو!
    در «دیوان»، داستان‌های شاهنامه رو از اول تا آخر با زبان ساده، امروزی و طنزآمیز می‌شنوی؛ درست مثل یه قصه‌ی جذاب که برات تعریف می‌کنم.
    📌 دیوان رو بشنو روی پلتفرم دلخواهت:Castbox: https://castbox.fm/channel/id6303699Apple Podcasts: https://podcasts.apple.com/de/podcast/id1771702282Spotify: https://spotify.link/diwan
    📺 ویدیوی همین قسمت رو در یوتیوب ببین:
    کانال یوتیوب «دیوان» رو دنبال کن تا خلاصه‌های تصویری و نقاشی‌های ۵۰۰ ساله شاهنامه طهماسبی رو از دست ندی.🔗
    https://www.youtube.com/@Diwan-podcast
    📱 اینستاگرام دیوان:
    @diwan.podcast
    💬 تو هم مثل ما عاشق شاهنامه‌ای؟
    نظرت درباره این قسمت رو برام بنویس یا توی اینستاگرام دیوان پیام بده!
Weitere Belletristik Podcasts
Über Diwan Podcast | پادکست فارسی دیوان
سلام! اینجا دیوان است. در دیوان، داستان‌های شاهنامه را به شکلی متفاوت می‌شنوید. یک هفته در میان، پنج شنبه ها، یک قسمت جدید!
Podcast-Website

Höre Diwan Podcast | پادکست فارسی دیوان, Sherlock Holmes Kurzgeschichten und viele andere Podcasts aus aller Welt mit der radio.de-App

Hol dir die kostenlose radio.de App

  • Sender und Podcasts favorisieren
  • Streamen via Wifi oder Bluetooth
  • Unterstützt Carplay & Android Auto
  • viele weitere App Funktionen
Diwan Podcast | پادکست فارسی دیوان: Zugehörige Podcasts
Rechtliches
Social
v8.11.4| © 2007-2026 radio.de GmbH
Generated: 7/22/2026 - 9:08:54 AM