PodcastsBücherشعر | با صدای شاعر

شعر | با صدای شاعر

Schahrouz
شعر | با صدای شاعر
Neueste Episode

369 Episoden

  • شعر | با صدای شاعر

    بهرام بیضایی | ز گهواره تا گور زور است و زور

    27.02.2026 | 4 Min.
    ▨ نام شعر: ز گهواره تا گور زور است و زور
    ▨ شاعر: بهرام بیضایی
    ▨ با صدای: بهرام بیضایی
    ♬ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
    ــــــــــــــــ
    این شعر در رثا و بزرگ‌داشتِ سیمین بهبهانی سروده شده است.
    ــــــــــــــــ
    ز گهواره تا گور زور است و زور
    خداوند زورا در افتی به گور

    به نفرین چرا باید آغاز کرد
    به اشک از چه داری دو چشمِ نمور

    هنر نیست نفرینِ نامردمان
    تو در مویه، ایشان به جشن و سرور

    پیِ گور خود رفت چابک‌سوار
    بدان دخمه بردش پیِ خویش گور

    به سیمین بگو ای که نامت بلند
    که هم‌تای خویشی و از خویش دور

    گشودی سخن را درِ بسته‌ای
    ز خورشید گفتی و از موشِ کور

    ز گورت کشیدند، گوری دگر
    چنان مرده‌دزد و چنان مرده‌شور

    که این گوربانان ز مرگ آمدند
    به مرگ‌اند زنده، به مرگ‌اند جور

    چه رنجی و نالی و سوزی به درد
    مرنج و مسوز و منال و مشور

    خدای سخن را مگر گور بود
    از این بی‌هنر لشگرِ سلم و تور

    مگر قره‌العین در چاه نیست
    که باز آیدش چه‌چه از چاهِ دور

    شبی مرگبار است پر تندرخش
    نه پیداست سوگ و نه پیداست سور

    سفید است چشمِ شبِ روسیاه
    پدر دشنه زد در {بر} جگرگاهِ پور

    یکی بت شکستند و خود بت شدند
    تن از تب بسوزانَدَم چون تنور

    که گورِ جوانان برآورده‌اند
    چه آهو به دام و چه ماهی به تور

    نگفتند موری که دانه‌کش است
    نگفتند آیا میازار مور

    گذشت آن‌که مردم بخوانی رمه
    گذشت آن‌که مردم ببینی ستور

    چنین است انجام آن خوابِ خوش
    که شب گربه آمد به چشم آن سمور

    چه نالی که گیتی چنین هم نماند
    خرد آمد آری‌و بشکست زور

    ز خونِ سیاوش برآمد نهال
    که گرسیوزش کُشت و تیغِ دَمور

    ندیدند یاران و کی می‌رسد
    که پرده براندازد از خویش هور

    چه شیرین سرودی شود روزِ تلخ
    چه شوری در افتد در آوای شور

    به هر گوشه آوازه‌ای سر دهند
    بخوانند چامه به زخمِ چگور

    که سیمین به زر نامِ خود برنوشت
    بهشتِ سخن را نه بر سنگِ گور

    بهرام بیضایی
  • شعر | با صدای شاعر

    منوچهر آتشی | غربت

    27.02.2026 | 1 Min.
    ▨ نام شعر: غربت
    ▨ شاعر: منوچهر آتشی (سرنا)
    ▨ با صدای: منوچهر آتشی
    ♬ پالایش و تنظیم: شهروز
    ــــــــــــــــــــــــ
    در کوره‌ راه ِ گندم
    آن جفت شادبال ِ سبک‌ پا را می‌بینی؟
    آن جفت ِ بال در بال
    که در گذار ِ خود
    گلبرگ‌های سرخ شقایق را
    مثل هزار گله‌ی پروانه
    از خواب ِ سرخ ِ رنگ
    بیدار می‌کنند؟

    آن زائران مشهد ِ دیدار
    آن آهوان رعنا
    آن جفت پارسا را می‌بینی؟

    اینجا ولی هنوز
    از انبوه وهم خویش
    چشم مرا به حیرت می‌کاوی
    و در کویر دور نگاهم
    طرحی به جز گریز نمی‌یابی

    شعر غربت
    از دفتر شعر آواز خاک
  • شعر | با صدای شاعر

    شمس لنگرودی | بفرمایید آقایان

    24.02.2026 | 1 Min.
    ▨ نام شعر: بفرمایید آقایان
    ▨ شاعر: شمس لنگرودی
    ▨ با صدای: شمس لنگرودی
    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز
    ــــــــــــــــــ
    بفرمایید آقایان
    بعد از جنگ
    به جز انسان خوراکی دیگری نداریم
    پُرسِ ماهیچه
    قلبِ سرخ‌دشده
    از نوعِ مسافرِ تازه‌رسیده

    بجنگید آقایان
    بجنگید و حوض خانه‌تان را از غرق‌شدگان پُر کنید
    مهمانان زیادند
    و شما که شناگرِ ماهری هستید
    و غرق‌شدگان را به نام کوچکشان می‌شناسید
    بجنگید آقایان

    مشتری‌های زبان‌شناسی داریم
    که فرق بره و گرگ را خوب می‌شناسند
    اینجا قیمت انسان
    ارزان‌تر از فیله‌ی مرغ است
    بفرمایید سرد می‌شود

    شمس لنگرودی
    از دفتر شعر درون شدم از دری که نیست
  • شعر | با صدای شاعر

    علی باباچاهی | امضای یادگاری

    23.02.2026 | 3 Min.
    ▨ نام شعر: امضای یادگاری
    ▨ شاعر: علی باباچاهی
    ▨ با صدای: علی باباچاهی
    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
    شنیدن شعر با صدای شاعر
    ــــــــــــــــ
    زیرِ همین چند سطرِ گلِ سرخ را امضا کن
    و نام و نام ‌خانوادگی‌ات را هم بنویس
    بیست‌وچند سال دیگر از اینجا که می‌گذری
    من که نباشم
    تمامِ حیاط را پوشانده است.

    امضای یادگاری برای همین‌جور چیزهاست
    چشم‌هایت را در آینه امضا می‌کنی
    و دست‌هایت را در پنجره‌ای رو به غروب
    برای بیست‌وچند سالِ بعد.

    من که نباشم قطار از سرعتش می‌کاهد
    اما نمی‌ایستد
    تو به ناچار پشت همین چیزهای امضا شده
    پنهان می‌شوی
    هوا را امضا می‌کنی
    و به جای چند سطرِ گلِ سرخ
    دود و سوت و
    چرخ‌های قطار را.

    باید دوباره زاده شوی
    حالا که بیست‌وچند سال گذشته ست
    در بیست‌وچند سال بعد
    باید دوباره
    اما افق‌های در سرعتِ قطار
    تعطیل است
    شماره‌تلفنی هم در کار نیست
    شخصاً مراجعه کن
    شماره‌پلاکی هم
    من برمی‌دارم
    تو شخصاً سکوت کن
    و نام و نامِ خانوادگی‌ات را هم
    و زیر چرخ‌های قطار
    قطار از سرعتش می‌کاهد اما

    تو باید
    پشتِ چند سطرِ گلِ سرخ
    پشتِ چشم‌های در آینه ‌امضا شده
    پنهان شوی
    امضا همین که خشک شود
    پشت سرِ عکس‌ها و عبارت‌ها
    از رودخانه بگیر
    تا قطار که از سرعتش
    از پنجره‌های رو به غروب
    تا هرچه نمی‌دانی از کجا را پیدا می‌کنی
    در بیست‌وچند سال بعد
    مرا پیدا می‌کنی
    شماره‌تلفنی در کار نیست
    افق‌های ناشناخته تعطیل است
    من برمی‌دارم
    تو شخصاً سکوت کن.

    علی باباچاهی
    دی ماه ۱۳۷۴
    ─────♬ ─────
    شعر با صدای شاعر | @schahrouzk
  • شعر | با صدای شاعر

    بکتاش آبتین | فرشته‌ خانوم

    21.02.2026 | 6 Min.
    ▨ نام شعر: فرشته خانم
    ▨ شاعر: بکتاش آبتین
    ▨ با صدای: بکتاش ابتین
    ♬ از آلبوم: او یک فرشته بود
    ♬ پالایش و تنظیم از بنده نیست
    ــــــــــــــــ
    جوراب‌های دخترم را بخیه می‌زنم
    زنم!
    گاهی عروسکم
    گاهی چند روز
    پیراهن چرکم که چسبیده‌ام به تنم!
    عصبانی‌ام شبیه رگ‌های گردن مادرم
    و می‌لرزم شبیه هق‌هق‌ شانه‌های دخترم!
    می‌رقصم
    در آینه می‌رقصم با خودم
    با اولین عشقم که نیست
    و خاطره‌ها گریه می‌کنند در دامنم!
    هزاردستانم
    با یک دست کیف دخترم هستم غذای سوخته‌ام
    با یک دست جاروبرقی‌ام
    و اگر برق نباشد
    تاریک است که پاهای بسیاری در من روشن می‌شود!
    جاروگرم! هزارپایم! خدا می‌داند که چه جانوری هستم! [جاروگرم! هزارپایم! خدا می‌داند چه جانوری هستم!]
    اما نگو که کثیفم که نیستم
    که اگر پیراهن خونی به تن دارم
    کسی را جز خودم نکشته‌ام
    و نگو کثیفم که نیستم اما لخت می‌گویم
    همیشه در من آشغال‌هایی
    با اتومبیل‌های تمیز دور زده‌اند!
    بوقم اتومبیلم سرهای برگشته بر من
    منم!
    صندلی‌ام! برای هر پیشنهادی پایه‌ام!
    خیالت تخت از راه که برسم تختم!
    درد نمی‌فهمم به قول تو بدبختم!
    بر صورتم سیلی، تنها صداست که می‌ماند
    جای زخم بر پیراهنم!
    و دکمه‌هایم همه پاره است
    صبورم شبیه دختر اعراب
    زنده به گورم!
    و قافیه‌ها همگی مثل من هرزه‌اند!
    صدای آه خودش را در من کش می‌دهد
    و چه می‌دانم که تو از من چه می‌دانی
    که کفش‌های پاشنه‌بلندم
    بر پله‌ها چرا جیغ می‌کشند؟ چرا؟....
    ]بر پله‌ها چرا جیغ می‌کشد؟ چرا؟....]
    گاهی لحظات امام‌زاده‌ای در من است!
    وقتی گریه می‌کنم چادر نمازم! مادرم هستم
    به تو تهمت می‌زنم پدرم هستم!
    و چند مشت توی دهانم...
    کلید می‌شود دندان‌های مادرم بر قفل دنیا
    که بر لولای تنم جز دربه‌دری نمی‌چرخید خاک بر سرم
    سنگ قبرم!
    همیشه در شیون زندگی دارم
    و هر روز
    انگشت‌های مردی فاتح
    فاتحه می‌خواند بر تنم!
    هر که اشاره می‌کند منم!
    هزار اسم دارم هر نامی که می‌شنوم بر می‌گردم!
    مهتابم ستاره‌ام سحرم
    تا صبح نمی‌خوابم شبم!
    و هزار اسم دیگر باز منم!
    فقط گاهی در شناسنامه و در رویای مادرم
    فرشته‌ام!
    نیستم؟!

    بکتاش آبتین
    از مجموعه شعر «در میمونِ خودم پدربزرگم»

Weitere Bücher Podcasts

Über شعر | با صدای شاعر

شعرهای معاصر ایران را با دکلمه و صدای شاعر بشنوید ــــــــــــــ♬ــــــــــــــ برای شنیدن شعرها به تفکیک شاعر، در ساندکلاد ما، بخش پلی‌لیست‌‌ها را ببنید. برای دانلود شعرها، در تلگرام ما عضو شوید. 🔁 لینک کانال تلگرام https://t.me/schahrouzk 🔁لینک ساندکلاد https://soundcloud.com/shah-rouz
Podcast-Website

Höre شعر | با صدای شاعر, Laberfach und viele andere Podcasts aus aller Welt mit der radio.de-App

Hol dir die kostenlose radio.de App

  • Sender und Podcasts favorisieren
  • Streamen via Wifi oder Bluetooth
  • Unterstützt Carplay & Android Auto
  • viele weitere App Funktionen

شعر | با صدای شاعر: Zugehörige Podcasts

Rechtliches
Social
v8.8.4| © 2007-2026 radio.de GmbH
Generated: 3/29/2026 - 6:31:23 AM