Zum Inhalt springen
PodcastsBücherشعر | با صدای شاعر

شعر | با صدای شاعر

Schahrouz
شعر | با صدای شاعر
Neueste Episode

406 Episoden

  • شعر | با صدای شاعر

    نیما یوشیج | تلخ

    13.10.2026 | 2 Min.
    ▨ نام شعر: تلخ
    ▨ شاعر: نیما یوشیج
    ▨ با صدای: احمد شاملو
    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز
    ـــــــــــــــــــــــــــــــ
    پای آبله ز راه بیابان رسیده‌ام
    بشمرده دانه‌دانه کلوخ خراب او
    برده به سر به بیخ گیاهان وآب تلخ

    در بر رخم مبند که غم بسته بر درم
    دل‌خسته‌ام به زحمت شب زنده داریم
    ویرانه‌ام زهیبت آباد خواب تلخ

    عیبم مبین که زشت و نکو دیده‌ام بسی
    دیده گناه کردن شیرین دیگران
    وز بی‌گناه دل‌شدگانی ثواب تلخ

    در موسمی که خستگی‌ام می‌برد ز جای
    با من بدار حوصله، بگشای در ز حرف
    اما در آن نه ذره عتاب و خطاب تلخ

    چون این شنید بر سر بالین من گریست
    گفتا: «کنون چه چاره؟» بگفتم «اگر رسد
    با روزگار هجر و صبوری، شراب تلخ»
    ▨
    نیما یوشیج - آبان ماه ۱۳۲۷
    ـــــــــــــــــــــــــ
    نشانه‌گذاری در شعر نیما یوشیج همیشه مجادله‌برانگیز بوده است. نشانه‌گذاری و متن شعر که در بالا آمده، بر اساس کتاب ِ مجموعه اشعار نیما یوشیج، انتشارات زرین، چاپ اول انجام گرفته است.
  • شعر | با صدای شاعر

    کاظم سادات اشکوری | تصویرهای بامدادی ۱۵

    08.10.2026 | 2 Min.
    ▨ نام شعر: تصویرهای بامدادی ۱۵
    ▨ شاعر: کاظم سادات اشکوری
    ▨ با صدای: کاظم سادات اشکوری
    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    باران هزار بار از این بوته‌ها
    صدای خشک‌ شدن را شنیده است
    اما سکوت می‌کند این بار
    و با نسیم و تبسم
    به انتظار ِ پیک ِ مشرقی بامداد می‌ماند
    تا در حضور رودخانه و
    نوری که در کنار ِچمن‌های شُسته سرگردان است
    خاکستر ِ هوا را بشکافد
    و یال رنگ رنگی را
    بر تپه‌ی مقابل بنشاند

    باران هزار بار از این تخته سنگ‌ها
    خاطرات سفرهای سختِ درّه‌های سنگلاخی ِ کوهستانی را شنیده است
    اما درنگ می‌کند این بار
    تا باد ابرهای تازه‌نفس را
    از قله‌ها براند و با او
    بر تخته‌سنگی بنشیند
    در انتظار صبح
    ▨
  • شعر | با صدای شاعر

    شهریار | آذربایجان

    03.10.2026 | 5 Min.
    ▨ نام شعر: آذربایجان
    ▨ شاعر: استاد شهریار
    ▨ با صدای: استاد شهریار
    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پر می‌زند مرغ ِ دلم با یاد آذربایجان
    خوش‌باد وقت ِ مردم ِ آزاد آذربایجان

    دیری‌ست دور از دامن ِ مهرش مرا افسرده دل
    باز ای عزیزان زنده­ام با یاد آذربایجان

    آزادی ایران ز تو، آبادی ایران ز تو
    آزاد باش ای خطّه­ی آباد آذربایجان

    تا باشد آذربایجان، پیوند ِایران است و بس
    این گفت با صوتی رسا؛ فریاد ِ آذربایجان

    در بیستون ِ انقلاب، از شور ِ شیرین ِ وطن
    بس تیشه بر سر کوفته، فرهاد ِ آذربایجان

    در مکتب ِ عشق ِ وطن، جان‌باختن آموخته
    یارب که بودست از ازل استاد آذربایجان؟

    شمشاد ِ ری را تا بُوَد آزادی از جلاد ِ دی
    در خاک و خون غلتیده بس شمشاد آذربایجان

    آوخ که نیرنگ ِعدو، با دست ِ ناپاک ِ خودی
    بگسیخت طوق ِ طاعت از اکراد آذربایجان

    اشک ارومی بین که با، خون دل سلماس و خوی
    دریا شد و برمی‌کَنَد بنیاد ِآذربایجان

    ضحاکیان ِمرکزی بیرون برند از حد ستم
    تا سر برآرد کاوه‌ی حداد ِآذربایجان

    خون شد دل ِ آزادگان یارب پس از چندین ستم
    کام ستمگر می‌دهی؛ یا داد ِ آذربایجان؟

    جان داده آذربایجان امداد ِ ایران را و، نیست
    ایران‌مداران را سَر ِ امداد ِآذربایجان

    تا چند در هر بوم و بر آواره‌اید و دربه‌در
    دستی به هم ای نامور اولاد آذربایجان

    از آتش ِ پاشیدگی تا چند خاکسترنشین
    آباد باید خانه‌ی بر باد ِ آذربایجان

    بر زخم آذرباییان هان شهریارا مرهمی
    تا شاد گردانی دل ِ ناشاد ِ آذربایجان
    ▨
    سیّد محمّدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار
  • شعر | با صدای شاعر

    هوشنگ ابتهاج | بهانه

    28.09.2026 | 3 Min.
    ▨ نام شعر: بهانه
    ▨ شاعر: هوشنگ ابتهاج
    ▨ با صدای: هوشنگ ابتهاج
    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز
    ـــــــــــــــــــــ
    ای عشق همه بهانه از توست
    من خامُشم این ترانه از توست

    آن بانگِ بلندِ صبح‌گاهی
    وین زمزمه‌ی شبانه از توست

    من اندُه خویش را ندانم
    این گریه‌ی بی‌بهانه از توست

    آی آتشِ جانِ پاک‌بازان
    در خرمنِ من زبانه از توست

    افسون شده‌ی تو را زبان نیست
    ور هست، همه فسانه از توست

    کشتیِ مرا چه بیمِ دریا؟
    طوفان ز تو و کرانه از توست

    گر باده دهی و گر نه، غم نیست
    مست از تو، شراب‌خانه از توست

    مِی را چه اثر به پیشِ چشمت؟
    کاین مستیِ شادمانه از توست

    پیش تو چه توسنی کُند عقل؟
    رام است که تازیانه از توست

    من می‌گذرم خموش و گمنام
    آوازه‌ی جاودانه از توست

    چون «سایه» مرا ز خاک برگیر
    کاینجا سر و آستانه از توست
  • شعر | با صدای شاعر

    م. آزاد | آن لحظه‌های روشن

    23.09.2026 | 1 Min.
    ▨ نام شعر: آن لحظه‌های روشن
    ▨ شاعر: م. آزاد (محمود مشرف آزاد تهرانی)
    ▨ با صدای: م. آزاد (محمود مشرف آزاد تهرانی)
    ▨ موسیقی: olafur arnalds
    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
    ــــــــــــــــــــــــ
    وقتی که دوست داشتنت زیباست،
    مثل خیالِ آبیِ نیلوفر
    در باغِ باژگونه‌ی تالاب؛

    و مثل جشن سرخ شقایق‌ها
    در بامداد روشن بارانی؛
    وقتی که می‌خوانند مرغان آبزی
    آواز رودها را؛

    آنگاه می‌بینم،
    بیدار-خوابِ شادی دیدار؛
    گیسوی باد را که پریشان است
    و مرگ عاشقانه‌ی ماهی‌ها را
    در چشمه‌های کوچک بارانی
    ▨
    م. آزاد
Weitere Bücher Podcasts
Über شعر | با صدای شاعر
شعرهای معاصر ایران را با دکلمه و صدای شاعر بشنوید ــــــــــــــ♬ــــــــــــــ برای شنیدن شعرها به تفکیک شاعر، در ساندکلاد ما، بخش پلی‌لیست‌‌ها را ببنید. برای دانلود شعرها، در تلگرام ما عضو شوید. 🔁 لینک کانال تلگرام https://t.me/schahrouzk 🔁لینک ساندکلاد https://soundcloud.com/shah-rouz
Podcast-Website

Höre شعر | با صدای شاعر, Zwei Seiten - Der Podcast über Bücher | WDR und viele andere Podcasts aus aller Welt mit der radio.de-App

Hol dir die kostenlose radio.de App

  • Sender und Podcasts favorisieren
  • Streamen via Wifi oder Bluetooth
  • Unterstützt Carplay & Android Auto
  • viele weitere App Funktionen
شعر | با صدای شاعر: Zugehörige Podcasts
Rechtliches
Social
v8.23.5 | © 2007-2026 radio.de GmbH
Generated: 10/13/2026 - 9:22:25 PM