Zum Inhalt springen
PodcastsBücherشعر | با صدای شاعر

شعر | با صدای شاعر

Schahrouz
شعر | با صدای شاعر
Neueste Episode

394 Episoden

  • شعر | با صدای شاعر

    اسماعیل خویی | به سوی من

    13.08.2026 | 3 Min.
    ▨ نام شعر: به سوی من (غزلواره‌ی شماره ۱۵)
    ▨ شاعر: اسماعیل خویی
    ▨ با صدای: اسماعیل خویی
    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز
    ــــــــــــــــــــــــ
    غنیمتی ست تو را داشتن.
    در این گذار،
    که بر وحشت است و بر ظلمات،
    شبِ سترونِ دلگیر
    از زنجیر می‌گذرد.
    فدای گیسویت،اما:
    تو با منی و
    تو تا با من باشی
    شب از نوازشِ گیسویت،
    از حریر می‌گذرد.

    تو از کدام افق می‌آیی
    که پاکبازتر از خورشیدی؟
    صنوبری چو تو چون می‌روید
    در پلشتی این لوش و لاشه‌زار؟
    خدا را! بگو بدانم کدام گوشه‌ی این خاک
    پاک مانده نگارا؟
    شب از کدام سو می‌وزد
    که روشنم من و تاریک
    و از ستاره و غم سرشارم؟
    آه! باری! بگذریم...

    به سوی من چو می‌آیی
    تمامِ تن
    تپش و بال می‌شوم
    چو در تو می‌نگرم
    زلال می‌شوم
    سخن چو می‌گویی
    آفتاب برمی‌آید
    و می‌پذیرم من
    که هیچ زشت و دروغ و دغا نمی‌پاید
    و می‌سرایم
    با نایی از سکوت
    که مولوی حق داشت
    هماره عاشق بودن را
    هماره بسراید

    اسماعیل خویی
  • شعر | با صدای شاعر

    منوچهرآتشی | صبح

    08.08.2026 | 2 Min.
    ▨ نام شعر: صبح
    ▨ شاعر: منوچهر آتشی
    ▨ با صدای: منوچهر آتشی
    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    مرغی کنار پنجره می‌خواند: چهچه ... چهچه
    و خواب رازناک سحرگاهی
    در خواند و خیز گنجشکان
    با دانه‌های ارزن برچیده می‌شود
    چهچه
    کنار پنجره غوغاییست
    و برگ‌های تاک
    بی‌اعتنا به فصل، شکفتن می‌گیرند
    و برگ‌های نخل
    بی‌اشتهای باران
    دل باز می‌کنند قطره‌ ناخوانده را که از گلوی مرغ می‌چکد
    و ماسه‌های سوخته، سیراب می‌شوند
    ...
    مرغی کنار پنجره می‌خواند
    و آشیانه‌ی ماده‌ی تبداری
    در لابلای برگ‌های تَر ِ نارنج
    در جوشنی ندیدنی ایمن می‌ماند
    ...
    چهچه
    کنار پنجره غوغاییست
    و مرغ با صدای دلاویزش
    زنجیر نقره گرد درختان خانه می‌بافد

    منوچهر آتشی- بوشهر ۱۳۶۷
    از دفتر شعر «وصف گل سوری» چاپ ۱۳۷۰ صفحه‌ی ۶۹
  • شعر | با صدای شاعر

    نیما یوشیج | خانه‌ام ابریست | صدای احمد شاملو

    03.08.2026 | 1 Min.
    ▨ نام شعر: خانه‌ام ابریست
    ▨ شاعر: نیما یوشیج
    ▨ با صدای: احمد شاملو
    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز
    ــــــــــــــــــــــــــ
    خانه‌ام ابری‌ست
    یک‌سره روی زمین ابری‌ست با آن

    از فراز گردنه خُرد و خراب و مست
    باد می پیچد
    یکسره دنیا خراب از اوست
    و حواس من!
    آی نی‌زن که تو را آوای نی برده‌ست دور از ره کجایی؟

    خانه‌ام ابری‌ست اما
    ابر بارانش گرفته ست
    در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم،
    من به روی آفتابم
    می‌برم در ساحت دریا نظاره
    و همه دنیا خراب و خرد از باد است
    و به ره، نی‌زن که دایم می‌نوازد نی، در این دنیای ابر اندود
    راه خود را دارد اندر پیش

    نیما یوشیج
    ـــــــــــــــــــــــ
    تذکر اول: نشانه‌گذاری در شعر نیما یوشیج همیشه مجادله‌برانگیز بوده است. نشانه‌گذاری و متن شعر که در بالا آمده، بر اساس کتاب ِ مجموعه اشعار نیما یوشیج، انتشارات زرین، چاپ اول انجام گرفته است.
    ـــــــــــــــــــــــ
    تذکر دوم: بر این باورم که شاملوی بزرگ در دکلمه‌ی این بخش دچار اشتباه در لحن شده؛
    خانه‌ام ابری‌ست
    اما ابر بارانش گرفته‌ست

    یعنی شاملو باید به جای اینکه بگوید:«ابر، بارانش گرفته‌ست»، باید می‌گفت: «ابرِ بارانش گرفته‌ست» و این تاکیدی بر ناامیدی اجتماعی شاعر است. نیما در چهارچوبِ سمبولیسمِ نیماییِ خود،‌ ناامیدی را اینگونه ابراز می‌کند که: «ابر، باران ندارد». و دقت کنید که در سطر قبل از این، نیما سروده:
    خانه ام ابریست، اما
    و این «اما» به ما گوشزد می‌کند که سطر بعدی، جمله‌ای در نفی جمله اول است.
    دلیل دوم مدعای بنده، بالا بودن فرکانس و تکرارِ این نوع تشبه در سایر شعرهای نیماست. یعنی در فضای دراماتیکِ شعر نیما، خشکسالی و بی‌بارانی سمبلی از مشکلات اجتماعی‌ست که از کنترل شاعر خارج است. از جمله در شعر داروگ، این سطر معروف آمده است:
    خشک آمد کشت‌گاه من

    لازم به ذکر است که تصحیح این اشتباه خوانش شاملو، برای بنده با ویرایش صوتی صدای شاعر، کاری ممکن و مقدور بود. اما از آنجا که دست بردن در لحن شاعر را خلاف امانت‌داری و اخلاق می‌دانم، از این مساله پرهیز کردم.
    ضمنا گفتی‌ست که این شعر را احمدرضا احمدی عزیز نیز دکلمه کرده و او هم مانند شاملو دقیقا همین اشتباه را مرتکب شده است.
  • شعر | با صدای شاعر

    مهدی حمیدی شیرازی | با نسیم صبا

    28.07.2026 | 5 Min.
    ▨ نام شعر: با نسیم صبا
    ▨ شاعر: مهدی حمیدی شیرازی
    ▨ با صدای: مهدی حمیدی شیرازی
    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز
    ــــــــــــــــــ
    می‌خواست ز من باد صبا دوش پیامی
    تا چون گذرد عرضه کند بر لب بامی

    گفتم که چه گویم به تو؟ ای قاصد محبوب!
    جز آن که بگویم که رسانیش سلامی

    ور از من دلخسته بپرسد، که نپرسد!
    گویی که بر او می‌گذرد صبحی و شامی

    حیرت‌زده از دام سپید و سیه عمر
    چون مرغ شکیباست که افتاده به دامی

    افسوس! هنوزش قفس تن نشکسته است
    او نیز به تنگ است از این‌گونه دوامی

    چون غنچه فرو برده سر خود به گریبان
    چون تیغ نهان گشته به تاریک نیامی

    وآن بلبل خوش‌لهجه که پیوسته همی‌خواند
    اکنون دو بهار است که ناگفته کلامی!

    هرچند دگر زندگی‌اش نیست نمرده‌ست
    بر سرحد این هر دو گرفته‌ست مقامی

    زنده است؛ اگر زنده توان خواند و توان گفت
    آن را که بود رنج قعودی و قیامی!

    مرده است؛ اگر مرده توان گفت و توان خواند
    آن را که نه اندیشه‌ی ننگ است و نه نامی!

    در دیده‌ی او کار جهان مسخره آید
    گر مسخره‌ای باشد در بند نظامی

    امروز بدین نکته رسیده است که گیتی
    نه عیش تمامی‌ست نه اندوه تمامی!

    رویای فریبنده‌ی لرزان دروغی‌ست
    چه در بر شاهی و چه در پیش غلامی!

    نوشین عسلی دارد آمیخته با زهر
    با قهر بنوشانده به هر خاصی و عامی!

    تلخ است به هر حال همه کام و دهان‌ها
    چون تلخ شود کام چه یک جرعه چه جامی!

    تو خرم و خوش باش؛ که گر هیچ خوشی هست
    آن‌ راست که نشناخت حلالی ز حرامی!

    ورنه برِ من زندگی آنقدر نیرزد
    کز وی برسد یا نرسد مرد به کامی!!

    گر من نه به شادی گذراندم همه‌ی عمر
    ای آنکه به شادی گذراندیش! کدامی؟

    دکتر مهدی حمیدی شیرازی
    دوازدهم تیرماه ۱۳۲۳ - شیراز
    از کتاب: اشک معشوق صفحه‌ی۳۱۳
  • شعر | با صدای شاعر

    احمد شاملو | ميلاد آن که عاشقانه بر خاک مُرد

    23.07.2026 | 1 Min.
    ▨ نام شعر: ميلاد آن که عاشقانه بر خاک مُرد
    ▨ شاعر: احمد شاملو
    ▨ با صدای: احمد شاملو
    ▨ موسیقی از: Volker Bertelmann
    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز
    ـــــــــــــــــ
    تقدیم‌نامه‌ی شاعر: در شهادتِ احمد زِیبَرُم در پس‌کوچه‌های نازی‌آباد
    ـــــــــــــــــ

    ۱
    نگاه کن چه فروتنانه بر خاک می‌گستَرَد
    آن که نهالِ نازکِ دستانش
    از عشق
    خداست

    و پیشِ عصیانش
    بالای جهنم
    پست است.

    آن کو به یکی «آری» می‌میرد
    نه به زخمِ صد خنجر،
    و مرگش در نمی‌رسد
    مگر آن که از تبِ وهن
    دق کند.

    قلعه‌یی عظیم
    که طلسمِ دروازه‌اش
    کلامِ کوچکِ دوستی‌ست.

    احمد شاملو - ۱۳۵۲
    از دفتر شعر ابراهیم در آتش
Weitere Bücher Podcasts
Über شعر | با صدای شاعر
شعرهای معاصر ایران را با دکلمه و صدای شاعر بشنوید ــــــــــــــ♬ــــــــــــــ برای شنیدن شعرها به تفکیک شاعر، در ساندکلاد ما، بخش پلی‌لیست‌‌ها را ببنید. برای دانلود شعرها، در تلگرام ما عضو شوید. 🔁 لینک کانال تلگرام https://t.me/schahrouzk 🔁لینک ساندکلاد https://soundcloud.com/shah-rouz
Podcast-Website

Höre شعر | با صدای شاعر, F.A.Z. Bücher-Podcast und viele andere Podcasts aus aller Welt mit der radio.de-App

Hol dir die kostenlose radio.de App

  • Sender und Podcasts favorisieren
  • Streamen via Wifi oder Bluetooth
  • Unterstützt Carplay & Android Auto
  • viele weitere App Funktionen
شعر | با صدای شاعر: Zugehörige Podcasts
Rechtliches
Social
v8.14.0 | © 2007-2026 radio.de GmbH
Generated: 8/14/2026 - 4:43:18 PM