▨ نام شعر: دلتنگی ۱۲
▨ شاعر: یدالله رویایی
▨ با صدای: یدالله رویایی
▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
ــــــــــــــــ
قلبی میان ما می زد
قلبی میان ما زده میشد
كه ناگهان
ما را از آن اطاقك مأنوس بردند
دیوارهای زندان
تا كوچهای نسازند
از پهنا می رفتند
آن سوی پنجره
هر سرفهای كه عابر می كرد
یك كارد از ستاره میافتاد
اینسویِ پنجره
هر ۲۴ ساعت یكبار
یك تازیانه از تقویم
برمیخاست
قلبِ درشتِ سنگ نمیزد
و برگ
جز در میان باران،
از قلب خود صدای تپیدن نمیشنید
تقویم و تازیانه
و دیوارهای پهن
ما را از آن اتاقك مأنوس
تا ۲۴ سرفه
تا ۲۴ كارد
بدرقه كردند.
▨
یدالله رویایی
سال ۱۳۳۳ - در زندان
از دفتر شعر «دلتنگی ها»
ــــــــــــ
پینوشت: به علت سانسور، این شعر در برخی چاپ ها دلتنگی شماره ۱۱ است